سالها در خانه ایی پرهرج و مرج زندگی کردم و به این فکر میکردم که یک روز از اینجا خواهم رفت و آن وقت خوشحال خواهم بود ،حالا چطور میتوانستم در لس آنجلس خوشحال نباشم؟ از لحظه به لحظه و از هر قدمی که برمید
برچسب:
نویسنده: نگار صالحی
نصف شبتون بخیر !من که هیچوقت نفهمیدم آدمای دیگه وقتی یه جایی از زندگیشون به این فکر میکنن که چقدر یه چیزایی رو از ته دلشون نمیخواستن و برخلاف میل دارن باهاش دست و پنجه نرم میکنن و بخاطرش غصه میخورن بر
برچسب:
نویسنده: نگار صالحی
به خدمتتون عارضم که ساعت حدودای سه عصر و اینجانب توی اتوبوس در حالی که روی یه صندلی نیمه راحت مچاله شدم و کتاب میخونم و waltz no.2 گوش میدم و گاهی هم با لذت به برف بیرون نگاه میکنم و خیلیم احساس راحت
برچسب:
نویسنده: نگار صالحی